▪ عقدکنان ما توسط آقای خاتمی (اکسير)
بعد از بازرسی و پرس و جوی مختصری که توسط چند جوان مودب و خوش برخورد با ظاهر آراسته انجام شد، وارد سالن انتظار مجموعه شدیم. از اعضای دفتر پرسیدم که آیا میشه کراوات بزنیم؟ یکیشون گفت آقای خاتمی گیر نمیدن، ما گیر بدیم؟! خانمها هم اجباری در پوشیدن چادر نداشتن. ما اولین گروهی بودیم که رسیدیم و بعد از ما هم پنج خانواده دیگر اومدن. خیلی فضای جالبی بود. هم عظمت محیط که یک مکان معروف بود ما رو گرفته بود و هم دیدن خانواده های عروس و داماد دیگر که همه بی صبرانه منتظر رسیدن به خواسته شون بودن.






