بابل سومین ساخته ایناریتو بعد از عشقهای سگی و ۲۱گرم می باشد. ایناریتو با ساخت این فیلم سه گانه خود از نظر ساختار و داستان را تکمیل نموده.
۱- خشم خداوند: جد افتادگی
داستان به سادگی آغاز می شود: هزاران سال پیش، همان هنگام که انسان برای برقراری ارتباط از یک زبان واحد استفاده می کرد، نوع بشر تصمیم گرفت با ساخت برجی بلند (برج بابل)، به بهشت دست پیدا کند. انسان مغرور شده به قدرت خود، در ساخت برجی اینچنین، مورد غذب خداوند قرار می گیرد: تغییر زبان. خداوند به انسانها زبان های مختلف می دهد، برج بابل به دلیل عدم توان ارتباط آدمها نیمه کاره می ماند…






