قشر کارگر و جامعه معلمین کشور نیز که به دلیل دو دهه شکیبایی و سکوت نه تنها وضع عمومی، معیشتی، اجتماعی، روانی، علمی و نگرش های عمومی آنان به جامعه بهبود نیافته، بلکه این فرآیند روندی نزولی را طی کرده تا بدانجا که امروز معلمین به دلیل اعتراض به عدم اجرای لایحه نظام هماهنگ پرداخت ها واصرار به حقی که بر استیفای حقوق و مطالبات قانونی ،صنفی و مدنی خود دارند و خواهان نفی هر گونه تبعیض و بی عدالتی هستند ، از جمله مغضوبین نظام حاکم امروزقرار گرفته اند طرفه آنکه با چشم پوشی بر حرمت معلم ، آنها را حتا از گلاس درس به بازداشتگاه ها و سلول ها می برند و به بند شان می کشند ، هرچند ” لذت دیوانگی در سنگ طفلان خوردن است ” اما عجبا که ارج نهادن بر این پیامبران جامعه ساز در این برهه ار تاریخ کشورمان شگل دیگری می بابد و اگر در این ایام تجلیل تقویمی ، هیچ یک از معلمین به حق ، خشنود ازاین ارج گذاری های زبانی بی عمل نباشند ، به دور از ذهن نیست چرا که با این گل افشانی ها دلهای رنجیده آنها التیام نمی یابد و باری از شانه های خسته آنها بر داشته نمی شود و از این رو از زبان رند عالم ، حافظ شیرین سخن همصدا و هم دل به شکوه بر خاسته و می گویند : جوانمردی کن، از من بار بردار گل افشانی بس ، از ره خار بردار گل افشاندن ، غبار انگیختن چند؟ نمک خوردن ، نمکدان ریختن چند؟






