▪ برخورد پوششي
در اخبار آمده است كه يكي از اساتيد دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران در يك حركت انتحاري موهاي يكي از دانشجويان دختر كلاس را كه اتفاقا از قشر مذهبي و متدين جامعه نيز بوده است ، لمس كرده است و در ادامه باعث ايجاد اغتشاش محدود در سطح دانشگاه و در نهايت منجر به اخراج نامبرده گرديده است.
صرف نظر از تاييد و تقبيح عمل اين استاد كه ماشاالله سني نيز از ايشان گذشته است و صدالبته دانشجويان بايد از ايشان درس اخلاق بياموزند و نه بالعكس!!! به نظر مي آيد پرداختن بيش از حد به اين مسئله حجاب باعث بروز مشكلاتي حتي در اين سطح تحصيل كردگان و قشر روشنفكر و دانشگاهي جامعه شده است. برخورد استاد با دانشجو كه دقيقا نشان از دو نوع تفكر كاملا متفاوت در زمينه حجاب و نوع پوشش بانوان مي باشد از آن جايي آغاز مي گردد كه استاد از دانشجويان كلاس مي خواهد چهره فرشته اي را ترسيم كنند كه بدون حجاب باشد و در مقام دفاع حضور فرشتگان در عالم تصوير را بدون پوشش مي داند. دانشجو نيز در پاسخ عنوان مي كند كه حرمت مقامها و شايد زيبايي آنها به موهاي آنها نيست . استاد نيز كه به نظر دچار مشكلات عديده شخصيتي بوده به دانشجو نزديك شده و در جوي سراسر مضحكه و خنده هاي تلخ مي فرمايند : خانم محترم خود شما مو نداريد ؟؟؟ و سپس در كمال بي شرمي موهاي دانشجو را از زير مقنعه ايشان لمس مي كند. دانشجو با حركتي كاملا زيركانه و احتمالا از سر حجب و حيا واكنشي در حضور دانشجويان ديگر به استاد نشان نمي دهد و آبروي استاد در مقابل ديگران داشجويان نگه مي دارد. اما در خارج از كلاس با مذاكرات خود باعث حذف استاد از چرخه آموزشي دانشگاه مذكور مي شود. چرا بايد در يك سيستم آموزشي مبتني بر آزادي عقيده فردي به خود اجازه دهد با آبروي ديگري بازي كند؟؟ اما اشكال از ايشان نمي باشد. سيستمي كه اين استاد محترم در آن درس خوانده ، رشد كرده و باليده كاملا با سيستم امروز جامعه ما متفاوت است. و اين اشكالي بود كه از اولين روزهاي شكل گيري جمهوري اسلامي نمود كرد . برخورد نسل قبل با نسل جديد انقلابي كه در بسياري از مراحل سبب فرصت سوزي هاي مختلف براي نظام و جامعه شده است. مردان قديم را نمي توان تغيير داد. آنها در سيستم شاه و ملتي سن گذرانيده اند و انتظار رفتارهاي انقلابي و مذهبي از ايشان آن هم در سطح جامعه بسيار دور از ذهن است. اين عزيزان ممكن است در خانه و حريم شخصي خود مذهب و دين را بسيار بهتر از انقلابيون رعايت كنند اما انعكاس آن را در جامعه و كلا دين اجتماعي و سياسي را سخت مي پذيرند و اگر هم قبول كنند از سر اجبار و رفع وقت است! متاسفانه معماران فرهنگي جامعه علي رغم تمامي هشدارهاي كارشناسان فرهنگي نتوانستند برخورد دو نسل قبل و بعد از انقلاب اسلامي را سهل تر و محترما نه تر سازند و اين را به ياد داشته باشيم نسل سومي نيز در راه است كه به عقيده نگارنده به نوعي كاملا متفاوت با اين دو گروه مي انديشند. نسلي كه به علت سهل انگاري و بي توجهي نسل دوم آروزهاي خود را دور مي بيند و فضاي كنوني را دلمرده و خسته ……..
تمامي جامعه شناسان و روان شناسان دنيا اين نكته را مي دانند در جامعه اي كه انقلاب رخ مي دهد برخوردها و رفتارها بايد بسيار ظريف و از سر تدبيرباشد…اميد است روزي اين فكر به سر مسئولان ما نيز بيفتد!
قصد جان است طمع در لب جانان كردن تو مرا بين كه درين كار به جان مي كوشم






