پنجره زیباست اگر بگذارند چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند من از اظهار نظر های دلم فهمیدم عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند، اینجا علقمه علمدار خمینی حاج حسین خرازیه اینجا همون جایی که دست حسین خرازی فرمانده پیروز لشگر ۱۴ از تنش جدا شد اینجا همون جاییه که سر نازنین حاج ابراهیم همت سردار خیبر از تنش جدا شد این جا همون جاییه که حاج مهدی باکری وقتی رد میشد شب عملیات دید جنازه برادرش حمید باکری افتاده رد شد و رفت هر چه فریاد زدند آقا مهدی جنازه حمید رو برگردون گوش نکرد آخر در مقابل اسرار فرمانده از پشت بیسیم جواب داد: آخه اینا که اینجا افتادند همشون حمید باکرین،کدوم رو برگردونم؟ خواهر باکری میگه: ما سه تا برادر داشتیم هر سه تاشون شهید شدند هیچ کدوم جنازه هاشون به ما نرسید، یکی علی باکری بود زمان طاغوت ساواک شاه علی ما رو دستگیر کرد تکه تکه کرد و هیچی از جنازش رو به ما نداد، داداش حمید ما رو هم که آقا مهدی اینجا تو خیبر جا گذاشت و رفت خود آقا مهدی هم تو وصیت نامش نوشته بود خدایا از تو میخواهم وقتی کشته میشم جسدم پیدا نشه تا من یه وجب از خاک این دنیا رو اشغال نکنم تو عملیات بعدی افتاد تو دجله جنازش رو آب برد، هیچ کدوم از سه برادر بر نگشتند، اینجا طلائیه است ..






