نامه ای به پدر شهیدم، محمد ناصر ناصری. بابا جان باز سلام ، ای پدر جان منم زهرایت دختر کوچک تو ای امید من و ای شادی تنهایی من به خدا این صدمین نامه بود از چه رویی است جوابم ندهی یاد داری که دمه رفتنه تو دامنت بگرفتم من به تو می گفتم پدر این بار نرو من همان روز بله فهمیدم سفرت طولانی ست از چه رو ای پدرم تو به این چشم ترم هیچ توجه نکنی به خدا خسته شدم به خدا قلبه من آزرده شده چند سال است که من منتظرم هر صدایی که ز در می آید همچو مرغی مجنون پا برهنه سوی در تاخته ام ….
نمیدونم چرا چند وقتیه انقدر دارم میرم تو فاز شهدا ولی هر چی که هست تا به حال اثر منفی روم نگذاشته. متن بالا هم قسمتی از نامه یه دختر شهیده به پدرش که فایل صوتی کامل نامه این دختر بچه که خودش هم خونده رو میتونید از این جا دریافت کنید.







سلام علیکم ازمتن و فایل بسیار زیبایتان متشکرم از شما تقاضایی دارم خیلی دنبال تصویر این مراسم گشتم ولی پیدا نکردم از شما خواهش می کنم برام فایل تصویری این مراسم را بگذارید یا ایمیل کنید خیلی ضروریه متشکرم