جمعی از اراذل محل که البته دلهای پاکی دارند و جزو جوانان همین سرزمین محسوب میشوند سر کوچه ایستادهاند و ضمن چرخاندان زنجیر (به نشانه اعتراض به برخی موارد) و تسبیح (به نشانه تمایل درونی به معنویت) یکی از دختران محل را که همچون پنجه آفتاب قرار دارد مورد رؤیت قرار میدهند. یکی از این جوانان به نام کامبیز خلاف عاشق این دختر است، اما اگرچه پدر دختر خودش دوتار میزند (به نشانه برخورداری از پایگاه اصیل هویتی) اما برادر نامردی دارد که مخالف ازدواج آنهاست…






