▪ چو سلک درّْ خوشاب است شعر نغز تو حافظ؛ مروری بر خود ستاییهای شیرین حافظ
گذشته از این موارد، حافظ بارها به شیوه های گوناگون از شعر خود ستایش کرده است.او غزل گویی خود را به سفتن در مانند میکند و شایسته میداند که فلک«عقد ثریا» را نثار نظم او کند.هرچند به تواضع قلم خو را به زاغ تشبیه میکند، ولی معتقد است که از«منقار بلاغت» همین زاغ آب زندگانی میچکد.او قلم خود را چون طرفه شاخ نباتی وصف میکند که میوهاش از شهد و شکر دلپذیرتر است.او شعر خود را دارای معانی و نکتههای «چون زر سرخ» میداند که باید آن را از آسیب صراف قلاب شهر پنهان نگاه داشت.او از شاهنشاه شگفت زده است که چگونه سراپای او را به سبب شعر تر شیرینش در زر نمیگیرد:
بدین شعر تر شیرین زشاهنشه عجب دارم که سر ا پای حافظ را چرا در زر نمیگیرد






