چرا محمود احمدینژاد پرده برنمیاندازد و از حق شهروندی و اقبال سیاسی خود استفاده نمیکند و حزبی سیاسی تاسیس نمیکند؟ چرا این حزب سیاسی را بر کرسیهای هیات دولت نمینشاند؟ چرا نمیکوشد به مدد این حزب سیاسی مجلس آتی را فتح کند و آنگاه صادق محصولی را وزیر نفت، مجتبی ثمرههاشمی را وزیر کشور، مهدی کلهر را وزیر علوم، رحیم مشایی را وزیر ارشاد، جواد شمقدری را معاون سینمایی، مهرداد بذرپاش را وزیر صنایع، زریبافان را وزیر مسکن و داوود احمدینژاد را معاون اول کند؟ پاسخ سخت نیست. قدرت حزب رئیسجمهور در نهان بودن آن است.
…بدون عضوگیری از شهروندان، رای تودهها را به مدد برنامههای تلویزیونی و میتینگهای خیابانی (که هر ماه یکبار در یک استان انجام میشود) جذب کنند. احمدینژاد حزب نمیسازد چرا که آنچه در اختیار دارد مفیدتر از حزب است و مگر یک حزب سیاسی چند بار میتواند چنین به قدرت برسد؟






