پيروزيهاي بيمانند دكتر احمدينژاد در جهان، در حقيقت “پيروزي گفتمان و ادبيات منجيگرايانه و عدالتخواهانه او بود.” گفتمان و ادبيات جديد و متفاوت با گفتمان و ادبيات خنثي، مرعوب، تسليمپذير و مقلدانه سازندگي و اصلاحات”!
آيا سردمداران “توسعه و سازندگي” و “اصلاحات” از اين پيروزي معجزهآسا عبرت خواهند گرفت، و در كاركرد خود، گفتمان و ادبيات خود، مقصود و مقصد خود تجديدنظر خواهند نمود؟! آيا باز هم با تكبر و نخوت بر گفتمان و ادبيات مرعوبكننده و تسليمپذير خود اصرار خواهند ورزيد؟ و آيا باز هم “انتظارگرايي” را جمود و تحجر و ارتجاع و قشريگري و خرافهگرايي خواند خواند؟ آيا “عقلانيت غربگراي” خود را به رخ خواهند كشيد و “كارشناسي”هاي ناكارمد خود را تحميل خواهند كرد؟ ْآيا باز هم اصرار در مشورتدادن خواهند نمود؟ آيا باز هم نيش و كنايه، طعنه و حقد، كينه و بغض خود را متوجه احمدينژاد خواهند كرد؟








