شریعتی به رغم بحث های کلی در مورد زنان، گاه تعابیر تحقیر آمیزی نسبت به آنها به کار می برد؛ آنجایی که می گوید «به زنان ما شعور» یا در وصیتنامه سمبلیکی که در سال ۴۸ می نویسد، می گوید؛ «به دختران که امیدی نیست، مگر تو، احسان…»
این روش شریعتی است. مختص زنان نیست؛ به دنبال همان جمله یی که ذکر کردید می آورد که؛ به مردان ما شرف. به مردم ما آگاهی، به مومنین ما فهم و… آیا مقصودش این است که مردان ما شرف ندارند؟ مردم ما عقب مانده اند، مومنین ما نفهمند؟ خب البته چیزی از واقعیت در همه این دعا ها هست. اشاره به کمبودهایی است واقعی. اما اینجا صحبت از حقیقت نیست. در واقع شریعتی اینجا، قصد آموزشی دارد، تحریک کردن مخاطب، حتی عصبانی کردنش. می خواهد با تحریک کردن، اسباب آگاهی را فراهم کند. در واقع شریعتی در پی تلنگر زدن است. وقت نوازش کردن ندارد.






