مردم برای دریافت سیلندر گاز ،کپسول های خود را در صف قرار می دهند و تا آمدن خودروی گاز که ساعت ها طول می کشد، درون خودروی های خود منتظر می مانند که در همین اثنا ، یک مامور راهنمایی و رانندگی سر می رسد و شروع به جریمه خودروها می کند و به آنها دستور حرکت می دهد و هر چه مردم به او می گویند که ساعت ها در این یخبندان منتظر یک سیلندر گاز هستند ، گوشش بدهکار نمی شود و همچنان به جریمه خودروها مشغول می شود که سرانجام مردم خشمگین و خسته با او درگیر می شوند و در نهایت این مامور با دهان و دماغ خونی از آنجا دور می شود .






