چند سال پیش، در بوفه دانشگاه دوست دانشجویی را دیدم که پس از چندین هفته اعتصاب غذا از بند رهیده بود. از شانه خالی کردن من در حمایت از خود خبر نداشت و با وجود ضعف مفرط دوران سفر ، به گرمی برخورد کرد و جویای روزگارم شد. شوخ طبعی او و جسارتم مانع از ایجاد حس شرمساری شد و به خیر گذشت. دیگر او را ندیدم و هرگز هم جویای احوالش نبودم. تنها می دانم که همچنان به دلیل اندک فعالیت های مثلا سیاسی و مقداری اعتقاد به آزادی همچنان محروم از حقوق شهروندی است.
آن روزها مسافران قفس اندک بودند.







جهت اعلام همبستگی با دانشجویان دربند به این لینک مراجعه کنید
http://10bahman.blogfa.com