▪ تزاحم دغدغه های مهرورزانه من با کمیته امداد
در مسیر هر روزه ام ساختمان بزرگ و خالی قرار دارد که خالی بودن آن در ۵ سال گذشته برایم سوال خنده داری بوده است. تقریبا عادت کرده بودم که فکر کنم آنجا در تسخیر اجنه و ارواح قرار دارد ( میزان معیوبیت ذهنی را خودتان محاسبه کنید). به تازگی این عادت بهم خورده است و آن فروشگاه بزرگ توسط فروشگاه کمیته امداد خمینی تسخیر شده است، جایی که تنها خرید با بن های حمایتی کمیته امداد میسر است. تعدادی سگ انسان نما هم هستند که در صورت نداشتن بن ، چنان پاچه می گیرند که از بی نیازی به کمیته امداد احساس شرم و فلاکت می کنم.
به تازگی ، هرگاه از روبروی فروشگاه بزرگ کمیته امداد عبور می کنم به افرادی که از آنجا خرید نموده اند ، دقت می کنم. هرچند اندک ولی هستند خانمهایی که چکمه پوشیده اند، خانواده هایی که تاکسی دربستی می گیرند، مردانی که سیگار مالبرو و الترا لایت می کشند، بچه هایی که روی ۸ تا پتوی گلبافت نشسته اند، از همان هایی که با فونت ۸۸ بر رویش نوشته شده درجه ۱ !!!






