فرهنگ سازان، قانونگذاران، مراجع قضایی و انتظامی، اهالی رسانه های رسمی و البته حاکمان، در این بحران اجتماعی، یا خواب نمایی می کنند یا واقعاً در خوابند(که ای کاش این دومی صحیح باشد) که در هیچ یک از مباحث شان رنگی از تمرکز و تدبر بر وجه عرضه و تقاضا، قابل ردگیری و کشف نیست و تنها مجرمانه بودن این مقوله و بگیر و ببند را در نظر دارند. حقیقت آن است که چرایی پدیداری این عرضه و تقاضا به مراتب با اهمیت تر از واکنش سلبی(بخوانید انفعالی) در برابر آن است.اگر در ایران امروز کسی شبکه های ماهواره یی را نمی دید و ترانه های موسوم به لس آنجلسی را نمی شنید- که البته عمر این قسم واکنش ها در برابر آنها به مراتب بیشتر است- باید به صحت مسیری که در آن روانیم، معترف بود و اگر در پرده چیز دیگری در جریان است، که هست، باید یک بار هم شده گونه یی دیگر اندیشید و طرح و تصمیمی نو ساز کرد.






