▪ ايول پشت پرده -ابراهيم رها
خواب مي بينم در جايي نشسته ام که همه دارند از پشت پرده مافيا صحبت مي کنند. اوايل خواب صحبت هايشان خيلي برايم واضح نيست اما به تدريج در جريان بحث ها قرار مي گيرم. يک آقايي نشسته وسط و يک عده هم دورش هستند. يکي مي پرسد واقعاً سرنخ تمام اين مشکلات اقتصادي کجاست؟ آن کسي که وسط نشسته مي گويد من خودم ديدم سر تمام اينها، اين مشکلات اعم از نخ دار يا غيرنخ دار پشت پرده و دست مافيا است. ديگري مي پرسد معضلات فراوان معيشتي چطور؟ جواب مي دهد پشت پرده البته يک مقدار عقب تر از پشت پرده قبلي. بعد يکي ديگر مي پرسد اصولاً چرا؟ جواب مي دهد چون که پشت پرده. من تصور مي کنم اين يک جور بازي است مثل تخم مرغ بازي يا شبيه آن اما گويا ماجرا جدي است. يکي ديگر مي پرسد با اين ماجراي پشت پرده مافيا شما در اين مدت چه کرده ايد؟ مي گويد فعلاً که يک دونه زرد مي زنم روش يکي آبي مي بافم.






