در مورد جلال هم وضع خیلی بهتر نیست. برخی چنان از جلال تعریف میکنند که انگار او امامزاده بوده اما جلال خیلی فرقی با صادق هدایت نداشت. تنها جلال غربزدگی را نوشت و صادق هدایت بوفکور را. همین! من خودم از بطریِ پر از مشروب جلال عکس گرفتم که از سال ۱۳۴۸ همچنان در خانهاش باقی مانده، من خودم روی فرشی راه رفتم که از آثار سوختگی حاصل از خاک سیگار او در حال مستی سوراخ شده، و من با همین گوشهای خودم از مستندات معاشقات او در آلمان شنیدم. اما جلال محبوب است و صادق هدایت مغضوب. چرا؟






