کدام خصلت در این تفکر و این زندگی است که فاصله ما را با او زیاد نکرده و پرداختن به او را ناگزیر ساخته است؟ برای این «ما»ی در آرزوی شنیدن حرف جدید و عجول برای عبور، شریعتی قدیمی چه حرف جدیدی دارد که از او نمی گذریم؟ آیا ما داریم درجا می زنیم یا او است که طی این سال ها پا به پای ما آمده است؟ چرا پرونده او بایگانی نمی شود؟






