مدت زیادی از آشنایی من با رضا رشیدپور نمی گذرد. در این زمان کوتاه او را جوانی فعال از جنس خودمان دیدم. نه آنطور که بدبینان می گویند آب زیر کاه است و نه شخصیتی که بتواند تاثیر برجسته ای روی آدم بگذارد و به اصطلاح شیفته اش بشوی؛ چیزی که برای یک شومن واقعی از واجبات است.
او را از برنامه های صبحگاهی تلویزیون به یاد می آورم؛ زمانی که کله سحر و حتی پیش از طلوع خورشید SMSهای بینندگان را می خواند و تایم کم بینندهء ابتدای «صبح به خیر ایران» را پر می کرد…






