نویسندگان بسیاری درباره پوچی و معنای آن نوشته اند، از کی یرکگارد، فیلسوف خداباور گرفته تا سارتر، فلیسوف ملحد. هر یک از این فیلسوفان، تفسیرهای خاص و گاه بسیار متفاوت خود را از آن عرضه داشته اند. آلبر کامو، بیش از سایر اندیشمندان به مسأله پوچی و توصیف آن پرداخته است و سعی کرده تا در فرم های ادبی و با به دست دادن نمونه هایی عینی از قهرمانی پوچ، معنای آن را هر چه بیشتر روشن کند. اما، با وجود تأکید کامو بر پوچی، پوچی نه تنهاـ دست کم به نظر خود اوـ نتیجه فلسفه او نیست، بلکه در واقع این مفهوم نقطه عزیمت فلسفی او را فراهم می آورد. وظیفه و کوشش فلسفی کامو درست پس از توصیف پوچی و بی معنایی زندگی انسان مدرن غربی شروع می شود؛ کوششی بلند پروازانه در نشان دادن راهی به انسان مدرن غربی برای بیرون آمدن از پوچی و نیهیلیسمی فراگیر؛ راهی برای زیستن و آفریدن در خود برهوت و تسلیم نشدن به نیستی.
▪ پوچی آگاهانه آلبر کامو
▪ اسطوره ها؛ تصاویر مه آلود تاریخ
جهان به شکل عجیبى همیشه درگیر اساطیر و افسانه ها بوده و خواهد بود. اساطیر پر از رمزهایى هستند که همیشه براى انسان جذاب بوده اند. دانستن عوالم پنهان و شکوه و جبروتى که رمل و اسطرلاب شناخت جامع از هستى براى انسان ایجاد مى کند، همیشه وسوسه اى را تحریک مى کند که به تبع آن باید جلو رفت و از این لابیرنت و هزارتوى مه اندود، اتفاقات تازه اى را کشف کند. انسان معاصر صنعتى پس از این که در مى یابد تکنولوژى او را هم وسیله اى در دست قرار داده است به سمت کهن الگوهایى سوق پیدا مى کند که پاسخ پرسش هاى این چنینى اش باشد. پرسش هایى از جنس اسرار و رمز ها و پاسخ هایى که اساطیر و افسانه ها به این پرسش ها داده اند تا حدودى ممکن است انسان معاصر صنعتى را در عالم خیال سرگرم کند؛ عالمى که روزگارى انسان ها در آن به هستى خود معنا مى بخشیدند. (مقاله ای از حسن گوهرپور)
▪ آیتالله منتظری دار فانی را وداع گفت
آیتالله حسینعلی منتظری شب شنبه ۲۸ آذر در منزل خود درگذشت. احمد منتظری صبح امروز خبر درگذشت آیت االله منتظری در سن ۸۷ سالگی را به علت بیماری، تایید کرد.
▪ سرکوب یک هویت
نگاهی به هویت زنانه و عوامل سرکوب آن
▪ احتمال ابتلای بیش از ۲۰ میلیون ایرانی به آنفلوآنزای نوع آ
یک عضو کمیته کشورى مقابله با آنفلوآنزا در ایران، با اشاره به در پیش بودن موج تازهاى از گسترش آنفلوآنزاى خوکى و احتمال ابتلاى حدود یک سوم جمعیت ایران به این بیمارى از اعلام آماده باش بیمارستانها و ورزشگاهها براى پذیرش بیماران خبر داده است.
▪ خانه شیخ بهایی در حال تخریب است
خانه شیخ بهایی یکی از ارزشمندترین خانههای تاریخی اصفهان است که پشت مسجد جامع اصفهان واقع شده و در سال ۱۳۷۵ با شماره ملی در آثار میراث فرهنگی کشور به نام خانه شیخ بهایی ثبت شده است. این خانه به علت نشت لولههای آب و بیتوجهی مسئولان سازمان میراث فرهنگی در حال تخریب است. تا کنون مالک خانه پس از مرمت آن از این اثر ملی حفاظت کرده است.
▪ آشنایی با یک بچه بودای اشرافی
سهراب سپهری به روایت رضا براهنی
▪ تأثیر نیچه بر اگزیستانسیالیسم
اگر به عمق اعتقادات نفوذ کنیم، درخواهیم یافت که تمام ارزشها بیپایه و عقل ناتوان است. هر اعتقاد به صحت و درستی هر چیز ضرورتاً نادرست است. چون جهان حقیقی وجود ندارد. والاترین ارزشها خودشان را نابود میکنند و هدفی در کار نیست، چرا که هیچ وقت پاسخی نمییابند. اما کلیدیترین عبارت نیچه درباره نیهیلیسم به زعم خودش: آنچه گزارش میکنم، تاریخ دو قرن آینده است؛ آنچه توصیف میکنم، آن چیزی است که در راه است: پیشروی نیهیلیسم. مدتهاست که فرهنگ اروپایی ما به سوی فاجعه میتازد، آن هم با عذابی روزافزون. بیقرار، بیتاب با خشونت و با سر میتازد؛ مثل رودخانهای که به سوی دریا میتازد. من فرا رسیدن نیهیلیسم را خوشامد میگویم و خوش یمن میدانم نه بد یمن. میدانم این بزرگترین بحران بشریت خواهد بود، اما اینکه آیا بشر بر آن غلبه میکند یا نه، به توانایی بشر بستگی دارد. اما میدانم که قطعاً ممکن خواهد بود. (مقاله ای از حمیدرضا نمازی)
▪ نیچه و شکوه تراژیک واگنر
واگنر در تقابل با موسیقیدانانی چون برامس و شومان که از احیای موسیقی باروکی، باخ و هندل دفاع میکردند در کنار هکتور برلیوز و فرانتس لیست به نقد رادیکال موسیقی باروکی و رمانتیک پرداخت. او با کروماتیک ناآرام و غریزیاش در سمفونی «تریستان و ایزولده» (۱۹۵۶) و سمفونی «چهار انگشتری نیبلونگن» ثبات دیاتونیک سنتی را به هم ریخت. اهمیت درام نزد واگنر به اندازهای بود که او در نقد رادیکال خود موسیقی رومانتیک را به دلیل تاکید صرف بر تماتیک بودن سرزنش میکرد. به تعبیر وی «در گراند اپراها کنش دراماتیک معمولا تا حد دیالوگ تنزل مییابد»… (مقاله ای از امین حامی خواه)
▪ گیلگمیش و اسطورهی طوفان
حماسهی گیل گمش با توصیف توانمندی و خصوصیات پهلوانی گیل گمش آغاز میشود. خدایان او را با شجاعت و ابعاد جسمانی فوق بشر آفریدهاند. اما اشراف ارخ به خدایان شکایت میبرند که گیل گمش که باید شبان مردمان باشد، رفتاری مستبدانه و نخوتآمیز دارد. آنان از خدایان درخواست میکنند تا موجودی همانند گیل گمش بیافرینند تا گیل گمش نیروی خود را در هماوردی با او بسنجد و در نتیجه مردم آسایش یابند. از این رو انکیدو آفریده میشود. آنگاه انکیدو و گیل گمش به زورآزمایی میپردازند که به پیمان دوستی میانجامد… (مقاله ای از فرمهر امیرخاوری)
▪ زیباییشناسی فمینیستی
… کارن فینلی با آغشتن بدن به مواد غذایی که اشکالی از مدفوع یا خون را به ذهن متبادر میکردند نمونهای از استثمار جنسی زنان را آشکار میکند. این نمونهای خاص از کاربرد سیاسی انزجار و نفرت است که پیش از این اجازه ی ورود به ساحت زیباییشناختی هنر را نداشت و اکنون به محور دریافت و ستایش هنر معاصر تبدیل شده بود. برانگیختن اشمئزاز و نفرت در آثار هنری فمینیستی دارای جنبههای فلسفی و سیاسی است. آنان ایدهآلها و معیارهایی را که ظاهر فردی و زنانه را در قالب مشخصی محدود میکرده دگرگون میساختند و این کار را با وارد کردن درجاتی طنز، گستاخی، پرخاشگری و حزن در کار خود انجام میدادند که گاه بهشدت فردی و خصوصی ظاهر میشد. هنرمند در این کار با نشان دادن تضاد بین دنیای بیرون، که سطح خارجی اندام است، و دنیای تاریک و سخت درون، که انبوهی از احساسات مخفی و بیاننشده در آن تلنبار شده، پیامی را منتقل میکند. هنگامی که آنان خون و برخی نجاستهای دیگر را نشان میدهند در حقیقت تصویر اغواگرانه و لذتبخش سیمای زن در سنت دیرپای هنری را دگرگون میکنند. (مقاله ای از سولماز نراقی)
▪ محمد حقوقی درگذشت
محمد حقوقی از رهروان نامی شعر نو در سن ۷۲ سالگی درگذشت. وی بیشتر به عنوان منتقدای نوگرا نامور شد. کتاب معروف او به نام “شعر نو از آغاز تا امروز” یکی از بهترین مجموعهها در معرفی رهروان شعر نو بود. در این کتاب که بارها تجدید چاپ شد، اشعاری از نیما یوشیج و پیروان او درج شده بود، و حقوقی درباره برخی از اشعار تفسیری مختصر نوشته بود، که سبک و سلیقه او را بازتاب میداد.
▪ شکوه تخت جمشید
داریوش بر آن شد تا پایتختی بزرگ و با شکوه بوجود آورد. و از آنجاکه پارس برای هخامنشیان سرزمین مهم و در حکم سرزمین مادری محسوب میشد در نتیجه وی پایتخت خود را در دامنهی کوه رحمت مشرف بر جلگه وسیع و پهناور مرودشت که دارای پیشینه تاریخی و تمدنهای کهن بود، قرار داد. تختجمشید در واقع یک پایتخت و کاخ تشریفاتی بوده که تنها برای اجرای مراسمی خاص از جمله مراسم مهم و ملی نوروز یا اقامتهای موقت از آن استفاده میشد. هخامنشیان بقیه سال را در شهر باستانی هگمتانه پایتخت قدیم پادشاهان ماد (درتابستان) و در شوش پایتخت قدیم تمدن ایلام (در زمستان) به سر میبردند. پس از داریوش دیگر پادشاهان هخامنشی نیز بر بنایی که ساخت آن را داریوش آغاز کرده بود، ساختمانهای جدیدی افزودند در نتیجه ساخت تخت جمشید از ابتدا نزدیک به ۱۵۰ سال به طول انجامید… (پژوهشی از مهدی همایی)
▪ اروتیـسم و اسطوره
آفرودیـت الهه ی عشق زنانه بود و سرزمینش شـهـوت و اشتیاق. آفرودیــت زندگی اش را وقف شکار مردان کرده بود. او گاه هوسـی شدید و مهار ناپذیر در زنان پدید می آورد. آرتمیس نیز الهه ی عشق بود، اما عفیف و بـاکره باقی ماند و شکار حیوانات را به شکار مردان ترجیح می داد. سرزمین آرتمیس مربوط به دختر بچه ها بود که هنوز بالغ نشده بودند و بعدا به سوی آفرودیت می رفتند. دختران جوان پس از ترک سرزمین آرتمیس در تمام طول عمر دستخوش جنون آفـرودیت باقی می ماندند. در آسیا آفـرودیت نماد باروری حیوانات به شمار می رفت و در تمدن آشور به نام ایشتار پرستش می شد. اما پیش از هر چیز آفرودیت الهه ی عشق بود و معابدش به ویپزه در کوه اریکس و در کورنت همواره پر از زنانی بود که خود را به رهگذران عرض می کردند. ابتدا این کار خاص دختران جوان بود که به این وسیله بـکارت خود را به الهه هدیه می کردند، اما بعدا رفته رفته به کنیزان معبد آرتمیس اختصاص یافت که حرفه ای های عشق یا سـکـس بودند. (مقاله ای از خجسته کیوان)
▪ آنتیگونه: حیات برهنه و میل زنانه
آنتیگونه دختر اُدیپ و خواهر اسمینه، اِتئوکلس، و پلیناسیس است. اِتئوکلس و پلیناسیس در جنگ یکدیگر را میکشند. کریون، حاکم شهر تِب (Thebes)، پلیناسیس را که به شهر حمله کرده بود “خائن” نامیده و بهخاکسپردن او را منع میکند. اما آنتیگونه، علیرغم مخالفت خواهرش اسمینه، فرمان حاکم را زیر پا نهاده و مراسم خاکسپاری را برای برادرش بهجا میآورد و به همین دلیل نیز به دستور کریون در غاری محبوس یا بهواقع زندهبهگور میشود. آنتیگونه دست به خودکشی میزند. پس از آگاهی از این واقعه، هایمون، پسر کریون، که عاشق آنتیگونه است نیز خودکشی میکند… (مقاله ای از بارانه عمادیان)
▪ گزارش تصویری تریبون آزاد دانشجویان دانشگاه آزاد کرج
دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی کرج طی اقدامی هماهنگ ، برنامه تریبون آزاد صدا و سیما را به تریبون آزاد دانشجویی تبدیل کردند.در این مراسم که بنا بود تریبونی برای تبلیغ محمود احمدی نژاد تبدیل شود با اعتراض دانشجویان این دانشگاه به تریبونی برای نقد دولت نهم و شعارهای واقعی دانشجویان تغییر یافت…
▪ تجلی رنسانس در روح ماکیاولی
ماکیاولی اندیشمند، مورخ و دولتمرد نام آور ایتالیایی در زمان حیاتش مورد لعن کلیسا قرار گرفت. پس از مرگش، اسقف اعظم کلیسای کانتربری او را به خاطر نوشتن کتاب جنجال برانگیز «شهریار» با شیطان مقایسه کرد و یسوعیان قرن شانزدهم برای رها ساختن دنیا از افکار او تصاویرش را به آتش کشیدند. در طول پنج قرن گذشته آثار ماکیاولی در سراسر جهان جدل های بزرگی برانگیخته است و امروز او را به عنوان کسی که در اندیشه سیاسی انقلاب کرد و فلسفه سیاسی جدیدی را بنیان نهاد می شناسند. او نخستین اندیشمند سیاسی است که سیاست مدرن را در دوره رنسانس پی ریزی کرد؛ سیاستی که در تضاد با سنت اخلاق مسیحی اروپای قرون وسطی بود. ماکیاولی با تمام نبوغش نشان داد آنچه سیاستمداران در طول قرون و اعصار کرده بودند و نگفته بودند، با موشکافی و صراحت می توان بیان کرد و پرده از چهره واقعی سیاست برکشید. (مقاله ای از مینا شاهمیری)
▪ از میدان توپخانه در تهران قدیم چه می دانید؟
▪ آزادی پس از ۱۳ سال دلهره سنگسار
کبرا نجار زن محکوم به سنگساری است که سه شنبه گذشته پس از تحمل سیزده سال زندان آزاد شد. کبرا لحظه آزادی اش را همراه با ناباوری، بهت زدگی و این جمله که “هیچ کس نمی تواند مرا درک کند” توصیف می کند…
▪ تا نابودی کامل جندیشاپور فقط چند شخم دیگر مانده است
انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان، تاریانا، با ارسال نامهای به دفتر ریاست جمهوری خواستار جلوگیری از تخریب محوطه باستانی جندی شاپور در دزفول شد. این محوطه ساسانی از سال ۱۳۷۹ تاکنون توسط وزارت جهادکشاورزی اجاره شده و مدام مورد کشت زرع قرار گرفته است.
▪ سیمای زن در نخستین پلههای تاریخ
زن در تمدنهای باستانی صاحب اعتبار و ارزش ویژهای بود. در دورانهای پیش از تاریخ، آنگاه که حصار و حریمی بین زن و مرد وجود نداشت، زن در میان مردم بینالنهرین، سومر، مصر، یونان و ایران، سمبلِ زایش و باروری و عشق بود. از این رو مورد احترام و پرستش بود. در آفرودیت، ایشتار، آرتیمس، همای و دهها الهه دیگر میتوان ارزش آن را بازشناخت. (مقاله ای از اسد سیف)
▪ آخرین اخطار اعلمی به کروبی و موسوی برای مناظره
کسی که با لباس اصلاح طلبی وارد میدان پرچالش رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری شده و وعده انجام تغییر را به مردم میدهد، قهرا از جسارت لازم برای روبرو شدن با رقبای خود و تن دادن به یک گفتگوی چالشی سالم برخوردار است در غیر این صورت چگونه میتوان باور کرد که چنین فردی قادر به چالش با دشواریها و مقاومتهای در پیش رو باشد.
▪ زندگی و اندیشه یوهان و ولفگانگ فون گوته
یوهان و ولفگانگ فون گوته (۱۸۳۲ ـ ۱۷۴۹) شاعر، رماننویس، نمایشنامهنویس و دانشمند جنبش رمانتیسم آلمانی، هر چند فیلسوف به معنای معمول کلمه نبود، به شدت از آثار باروخ اسپینوزا، گوتفرید ویلهلم لایب نیتس، امانوئل کانت و فریدریش ویلهلم فون شلینگ تأثیر میپذیرفت و به شیوهی خود آراء آنها را تفسیر میکرد و در تفکرات خویش جذب و حل میکرد. آراء زیباشناختی گوته در رسالهی نظری منفردی نیامده است، بلکه در سراسر مقالات انتقادی و مکاتبات چندجلدی او پراکنده است. گوته با توصیف طبایع هنری آشفته در اشعار و نمایشنامهها و رمانها و نیز در وجود خویش ـ که از دیدگاه زیباییشناسی رمانتیک مرد آرمانی علم و هنر و ادبیات بود ـ تأثیری عظیم بر ادبیات اروپایی به جا نهاد. (به قلم جووانا للی با ترجمه ای از جواد علافچی)
▪ چرا عدد سیزده؟
یادداشتی از پیرایه یغمایی در مورد سیزده بدر و نحوست عدد سیزده
▪ فلسفهی آیینهای نوروزی :: پیرایه یغمایی
سر آغاز جشن ِ نوروز، روز نخست ماه فروردین (روز اورمزد) است و چون برخلاف سایر جشنها برابری نام ماه و روز را به دوش نمیکشد، بر سایر جشنهای ایران باستان برتری دارد. در مورد پیدایی این جشن افسانههای بسیار است، اما آنچه به آن جنبهی راز وارگی میبخشد آیینهای بسیاری است که روزهای قبل و بعد از آن انجام میگیرد. اگر نوروز همیشه و در همه جا با هیجان و آشفتگی و درهم ریختگی آغاز میشود، حیرت انگیز نیست چرا که بینظمی یکی از مظاهر آن است. ایرانیان باستان نا آرامی را ریشهی آرامش و پریشانی را اساس سامان میدانستند و چه بسا که در پارهای از مراسم نوروزی آنها را به عمد بوجود میآوردند. چنان که در رسم باز گشت ِ مردگان (از ۲۶ اسفند تا ۵ فروردین) چون عقیده داشتند که فروهرها یا ارواح درگذشتگان باز میگردند، افرادی با صورتکهای سیاه برای تمثیل در کوچه و بازار به آمد و رفت میپرداختند و بدینگونه فاصلهی میان مرگ و زندگی و هست و نیست را در هم میریختند و قانون و نظم یک ساله را محو میکردند. باز ماندهی این رسم آمدن حاجی فیروز یا آتش افروز بود که تا چند سال پیش نیز ادامه داشت…
▪ از چهارشنبه سرخ تا سیزده سبز
همه پاس داران فرهنگ ملی ایران برآنند که در سراسر ایران و نزد همه اقوام ایرانی زیباترین و قدیمی ترین آداب مربوط به چهارشنبه سوری، آتش افروزی و پریدن از روی آن است به همین خاطر عصر سه شنبه آخر سال که فردایش چهارشنبه است کوپه های هیزم را روی هم می گذارند و خورشید که غروب کرد، توده های هیزم را در حیاط خانه یا در کوچه یا در میدان باز، آتش می زنند. در برخی جاها هیزم ها را سه کوپه می کنند و در برخی جاهای دیگر هیزم بیشتری می گذارند و در هنگام پریدن از روی کوپه های آتش می گویند: زردی من از تو، سرخی تو از من … (پژوهشی از شیلا توکلی)
▪ نگاهی به تاریخ چند همسری
زنان دورههای ابتدایی وضعی بهتر از زنان دورههای بعد داشتند. در میان امپراطوران کهن، شش زن دیده میشوند. در دوره عظمت کیوتو، زنان در حیات اجتماعی و ادبی کشور عهدهدار نقشهایی بزرگ و شاید درجه اول بودند؛ و شاید بتوان گفت که در زناکاری بر شوهران خود پیشی میگرفتند و عفت خود را به ستایشی میفروختند…
▪ صادق هدایت، راوی انسان نومید معاصر
شاید به جرأت بتوان گفت که صادق هدایت تنها نویسنده ی بزرگ و شناخته شده ای ست که می توانیم او را با نویسندگان توانایی همچون چزاره پاوزه و فرانتس کافکا مقایسه کنیم. او اولین داستان کوتاه نویس مدرن ایران به مفهوم امروزی کلمه است. اگر چه دهخدا و جمال زاده قبل از او پایه های اساسی این نوع ادبی جوان را گذاشتند، اما هدایت با انتخاب آگاهانه تر و برخورداری از ذهن پوینده و کاشف خود توانست صناعات داستان نویسی غربی را را به صورت ماندگار و علمی وارد داستان کوتاه فارسی کند. هدایت نویسنده ای ست خلاق؛ روایت گر انسان نومید معاصر. راوی گویای روحیه ی تاریک و بیمار روزگارش . راوی انسان تنهایی ست که به دلیل عوامل آشکار و پنهان با جامعه بیگانه شده، در خود فرو رفته و در خود نابود شده است . راوی انسان پریشان امروزی ست که هر چند از خود خواسته و برخاسته، اما نیروی جبر را پذیرفته و تن به فراموشی سپرده و از اینجاست که تفاوت آشکار هدایت با نویسنده ای چون کافکا بر ما آشکار می شود. چرا که شخصیت های آثار کافکا سعی می کنند تا به رهایی برسند، اما در جهان آثار هدایت همه راه به نیستی می برند و باز در اینجا قرابت هدایت را با خیام و حتی ژان پل سارتر از نظر جهان بینی درمی یابیم. (پژوهشی از بابک صحرانورد)
▪ زن شرقی ام شاید، شاید آن حقیقت سبزم …
از دریچه نگاهم می کند باد / چون درختی سر شارم / اگر چه ایستا… ابرها را می درم اما / دست به خورشید می برم / زن شرقی ام شاید … (رد پایی از چند زن ایرانی که بنیان «اولین» ها را نهادند…) پژوهشی از پیرایه یغمایی
▪ ژان پل سارتر معلم من بود…
می دانیم که برای هنر و حتی برای حقیقت تنها یک ارزش وجود دارد؛ «دست اول بودن». تازگی اصیل آنچه گفته می شود، و «موسیقی ناشنیده یی» که گفته با آن صورت می پذیرد. سارتر برای ما (برای ما بیست و پنج ساله های زمان آزادی) چنین بود. در آن زمان به جز سارتر چه کسی گفتن چیزهای تازه را می دانست؟ چه کسی به ما شیوه های تازه فکر را آموخت؟(سارتر به سادگی هستی های انسانی را با ناهستی «حفره یی» در جهان مشابه می دانست؛ همان چیزی که او دریاچه ناچیز هیچی می نامیدش… (یادداشتی به قلم ژیل دلوز و ترجمه پویا رفویی)







