سایت قطار وبگردی، خبرگردی و اشتراک لینک

داستان بيسكويت سوخته

Ariaee dardodarman.blogfa.com ۲۵ اردیبهشت ۸۹ دیدگاه ۱۶

زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای صبحانه را برای شب درست کند. و من به خاطر می­آورم شبی را که او صبحانه­ای، پس از گذراندنیک روز سخت و طولانی در سر کار، تهیه کرده بود. در آن شب، مدت زمان خیلی پیش، مادرم یک بشقاب تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت­های بی نهایت سوخته در جلوی پدرم گذاشت

شاید این مطالب را هم بپسندید

دیدگاه ها

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک در  
اطلاع از
×

صبر کن! این مطالب رو هم ببین:

و از اینجا وبگردی کن