سایت قطار وبگردی، خبرگردی و اشتراک لینک

سوتی – ۲۳۳

guinness gaffe.ir ۲۷ شهریور ۹۱ دیدگاه ۲۸۴

تابستون سال دوم راهنمایی بود، منم رفته بودم تعمیرگاه موتورسیکلت همسایمون شاگردی.
یه روز که اوستا داشت روی یه موتور کار می کرد و شمعش رو تمیز می کرد، منم طرف دیگه موتور وایساده بودم تا اگه چیزی می خواد برم بیارم، بنده خدا بهم گفت یه موقع هندل نزنی ها!
منم فک کردم داره با طعنه می گه که یعنی بزن، نامردی نکردم و یه هندل محکم زدم

شاید این مطالب را هم بپسندید

دیدگاه ها

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک در  
اطلاع از
×

صبر کن! این مطالب رو هم ببین:

و از اینجا وبگردی کن