سایت قطار وبگردی، خبرگردی و اشتراک لینک

داستان زنی که شوهر زیبایش را با اسید سوزاند

pershianf tooptarinha.com ۰۳ فروردین ۹۰ لینک ثابت دیدگاه ۲۹۱

دختر بزرگ خانواده بودم. تنها برادرم هنوز در دبیرستان درس می‌خواند. پدرم همیشه می‌گفت: «دختر فهمیده و باگذشتی هستی.» به همین خاطر مرا تکیه گاه و سنگ صبور خانواده می‌دانست و آرزویش عاقبت به خیری‌ام بود. اما هنوز هم بعد