سایت قطار وبگردی، خبرگردی و اشتراک لینک

بهروز افخمی و صادق هدایت

sepehr23 asriran.com ۰۱ آذر ۹۷ لینک ثابت دیدگاه ۵۳

صادق هدایت را خوشبختانه نمی‌توان از تاریخ ادبیات و فرهنگ ایران حذف کرد، با تاسف بسیار اگر از آقای افخمی چشم بپوشیم اتفاق خاصی در تاریخ سینما و فرهنگ این مملکت نمی‌افتد.

اولین نویسنده ممنوع القلم ایران

hamidr navaar.ir ۰۵ تیر ۹۵ لینک ثابت دیدگاه ۹۲

صادق هدایت، از پیشگامان داستان نویسی مدرن ایران در سال ۱۳۱۳ کتابی را به چاپ رساند و یک سال بعد به خاطر آن به نظمیه تهران برای پاسخگویی به شکایت مستقیم علی اصغر حکمت وزیر معارف وقت احضار شد

آخرین عکس از صادق هدایت

lokomotive ghatar.com ۱۷ دی ۹۳ لینک ثابت دیدگاه ۶۵۹

آخرین عکس از صادق هدایت - فرودگاه مهرآباد تهران آذر ماه ۱۳۲۹ (بیشتر…)

نقاشی ساختمان توسط تیم حرفه ای با 50 سال تجربه

انسان ها با حیوانات چه می کنند ؟

guinness iranvegetarians.com ۱۱ آذر ۹۲ لینک ثابت دیدگاه ۲۰۸

صادق هدایت در کتاب فوائد گیاهخواری با قلم توانای خود تصویر قابل توجهی از وضعیت حیواناتی که برای کشته شدن به سلاخ خانه فرستاده می شوند ارائه می دهد ...

خانه صادق هدایت + تصاویر

behgar seeiran.ir ۱۳ آبان ۹۲ لینک ثابت دیدگاه ۴۹۱

این خانه با پیروزی انقلاب اسلامی‌ مصادره شد و در اختیار دانشگاه علوم پزشکی تهران قرار گرفت‌. سپس، به عنوان مهدکودک از آن بهره برداری شد و مدتی کارکنان بیمارستان امیراعلم و سایر قسمت‌های دانشگاه علوم پزشکی از خدمات آن بهره‌مند شدند. خانه صادق هدایت سرانجام به درخواست‌ دوستداران ادبیات ... »

گشتی در خانه‌های نیما، آل‌احمد، پروین اعتصامی و صادق هدایت

samyar tarikhirani.ir ۲۶ مرداد ۹۱ لینک ثابت دیدگاه ۱۲۰

یاد شنیده‌ایم که در جهان دست‌نوشته‌ای از شاعر یا نویسنده‌ای در حراج با قیمت بالایی به فروش رفته یا اینکه خانهٔ فلان شاعر و نویسنده موزه شده است. اما این اتفاق‌ها برای نویسندگان و شاعران ما نمی‌افتد و در عوض، به میراث آن‌ها چوب حراج هم می‌زنیم.

صادق هدایت، راوی انسان نومید معاصر

nasour nasour.net ۲۱ اسفند ۸۷ لینک ثابت دیدگاه ۲۳

شاید به جرأت بتوان گفت که صادق هدایت تنها نویسنده ی بزرگ و شناخته شده ای ست که می توانیم او را با نویسندگان توانایی همچون چزاره پاوزه و فرانتس کافکا مقایسه کنیم. او اولین داستان کوتاه نویس مدرن ایران به مفهوم امروزی کلمه است. اگر چه دهخدا و جمال ... »