raghu 1083.blogfa.com ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ دیدگاه ۱۶

مادر خسته از خريد برگشت و به زحمت زنبيل سنگين را داخل خانه کشيد . پسرش دم در آشپزخانه منتظر او بود و مي خواست کار بدي را که تامي انجام داده به مادرش بگويد . وقتي مادر را ديد به او گفت : مامان وقتي من داشتم تو حياط بازي مي کردم تامي با يه ماژيک ديوار اتاق را خط خطي کرد ! مادرآهي کشيد و فرياد زد « حالا تامي کجاست ؟

0 0 رای‌ها
امتیازدهی به مطلب

جدیدترین مطالب قطار وبگردی را از دست ندهید!

شاید این مطالب را هم بپسندید

دیدگاه ها

guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
جدیدترین بیشترین رای
0
دوست داریم نظرتونو بدونیم، لطفا دیدگاهی بنویسیدx