چرا روابط «شوگر ددی» و «شوگر مامی» در ایران رایج شده؟
afra ghatar.com ۲۹ آبان ۱۴۰۴ دیدگاه ۲۰۷

اگرچه اشکال مشابه این نوع روابط در تاریخ حیات اجتماعی بشر وجود داشته است، اما ظهور آن در بستر شبکههای اجتماعی، اقتصاد توجه و مصرفگرایی نمایشی، این الگو را به موضوعی مهم در حوزههای جامعهشناسی بدن، اقتصاد جنسی و مطالعات صمیمیت تبدیل کرده است.
۱. زمینههای اقتصادی و اجتماعی؛ از فشار معیشتی تا میل به سبک زندگی لوکس
افزایش هزینههای زندگی، نااطمینانی شغلی، بیکاری و دشواری ورود به بازار کار بسیاری از جوانان را به سمت سازوکارهایی سوق داده است که در نگاه خود بهعنوان «استراتژی بقا» از آن بهره میگیرند.
در مقابل، شبکههای اجتماعی مدام سبکهای زندگی لاکچری، سفرهای خارجی، هدیههای گرانقیمت و روابط «نمایشی» را بازنمایی میکنند. نتیجه، شکلگیری مقایسه دائمی میان کاربران و افزایش میل به تجربه زیست تجملی است؛ میلی که معمولاً با واقعیت اقتصادی جوانان همخوانی ندارد. همین شکاف، جذابیت روابط مبتنی بر حمایت مالی را بیشتر میکند.
۲. تبیین نظری؛ از سرمایه بوردیویی تا اقتصاد جنسی
با تکیه بر نظریه سرمایه در اندیشه بوردیو، بدن و جذابیت ظاهری در عصر رسانههای اجتماعی، قابلیت تبدیل شدن به سرمایه نمادین را پیدا میکنند و سپس میتوانند در تعاملات اجتماعی به سرمایه اقتصادی بدل شوند.
به این ترتیب، روابط شوگری نمونهای آشکار از تبدیل سرمایه جنسی–بدنی به سرمایه اقتصادی است.
این فرآیند با مفهوم «اقتصاد جنسی» در اندیشه برنشتاین نیز همپوشانی دارد؛ جایی که مرز میان فعالیت اقتصادی و رابطه عاطفی محو میشود و صمیمیت در قالب فرایندی معاملاتی و قیمتگذاریشده تجربه میگردد.
۳. کالایی شدن بدن؛ پیامد پنهان اما مهم
یکی از پیامدهای قابل توجه این روابط، کالایی شدن بدن است. زمانی که دسترسی به امنیت اقتصادی یا ارتقای منزلت اجتماعی به ویژگیهای ظاهری گره بخورد، بدن به شیئی قابل مبادله تبدیل میشود؛ چیزی که میتواند ارزش مالی تولید کند.
این وضعیت، علاوه بر ابعاد اخلاقی، نابرابری قدرت و زمینههای سوءاستفاده را تقویت میکند. اختلاف سن، جنسیت و سرمایه اقتصادی میتواند روابط را به شکلی نابرابر شکل دهد؛ روابطی که ممکن است در ظاهر مبتنی بر توافق معرفی شوند اما در عمل به وابستگی عاطفی، کنترل روانی یا سوءاستفاده بینجامند.
۴. تأثیر بر تصور جامعه از رابطه و ازدواج
وقتی منطق رابطه عاطفی بر مبادله اقتصادی استوار میشود، امکان آن وجود دارد که مدل ذهنی جامعه نسبت به ازدواج و زوجیت نیز دگرگون شود. رابطهای که باید بر پایه مشارکت، تعهد و رشد مشترک بنا شود، در تصور عمومی ممکن است به معاملهای نابرابر تقلیل پیدا کند؛ جایی که امنیت مالی در برابر جذابیت یا توجه عاطفی قرار میگیرد. این تحول میتواند به فرسایش اعتماد زناشویی و تغییر درک جامعه از روابط پایدار منجر شود.
۵. ضرورت نگاه ساختاری؛ فراتر از قضاوت اخلاقی
تحلیل این پدیده بدون توجه به نابرابری اقتصادی، فقر پنهان جوانان، نبود آموزش سواد رابطه، ضعف آموزش سلامت جنسی، و کمبود الگوهای واقعگرایانه از روابط سالم ناکافی است.
رویکرد مسئولانه نیازمند:
- تقویت آموزش عمومی درباره رابطه سالم،
- بهبود فرصتهای اشتغال و اقتصاد جوانان،
- کاهش انگ اجتماعی درباره گفتوگوی صریح پیرامون نیازهای عاطفی و جنسی،
- و ارائه الگوهای واقعی و سالم از صمیمیت در رسانهها است.
روابط شوگر ددی و شوگر مامی نه «اختلال فردی» و نه صرفاً «انحراف اخلاقی» هستند؛ بلکه بخشی از تغییرات گستردهتر در الگوهای صمیمیت، بدنمندی و روابط قدرت در جامعه معاصرند.
فهم این پدیده میتواند ما را به پرسشهای مهمتری برساند:
جامعه چگونه به جوانان میآموزد دوست بدارند، انتخاب کنند و کرامت عاطفی خود را حفظ کنند؟
جدیدترین مطالب قطار وبگردی را از دست ندهید!