روایت آخرین روز زندگی میکائیل در مدرسه میناب+ عکس

afra ghatar.com ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ دیدگاه ۱۲۰

۱۱ ساعت قبل از حمله موشکی آمریکا به مدرسه «شجره طیبه» در میناب، میکائیل ۹ ساله نقاشی کشید که در آن سه موشک بر سر پنج دانش‌آموز در حیاط مدرسه فرود می‌آمد. او در این نقاشی با املای اشتباه نوشته بود: «پچه‌ها مردن» و «نیروی نزامی». فردای آن روز، ۱۶۸ دانش‌آموز و معلمشان در این مدرسه به شهادت رسیدند و پیکر معلم هرگز پیدا نشد تا املای درست را به میکائیل یاد بدهد.

نقاشی میکائیل

۱۱ ساعت قبل از صبح مرگبار شنبه نهم اسفند، آن نقاشی کشیده شد. یک برگه سفید از دفتر نقاشی سیم‌دار که رویش ساختمان مدرسه است، روی آن پرچم ایران، پنج بچه در حیاط مدرسه و سه موشک که بر سر آنها فرود می‌آیند. دو جمله هم در آسمان بالای سر مدرسه نوشته شده‌اند: «پچه‌ها مردن» و «نیروی نزامی». «بچه‌ها» و «نظامی» را میکائیل، در آخرین شب زندگی‌اش اشتباه نوشته بود و اگر از ساعت ۱۰ و ۴۵ دقیقه صبح شنبه نهم اسفند، روز اول جنگی هولناک، بمب‌ها به مدرسه «شجره طیبه» میناب نمی‌رسیدند، حتما وقتی معلمش، «راضیه زمانی» که بدن متلاشی‌اش را از شنبه تا به حال هرچه گشتند پیدا نکردند، این جمله‌ها را می‌دید، درستش را به او یاد می‌داد.

میکائیل، نقاشی را آن شب به برادرش، کوروش نشان داده و بعد با هم «سنگربازی» کرده بودند؛ میکائیل، «ایران» شده بود و کوروش، «آمریکا». سنگرها، بالش‌هایی رنگی و تفنگ‌ها، چند مداد که کنار هم دسته شده بودند. دست آخر میکائیل به مادرش گفته بود: «ایران برنده شد.»

شکیبا دریکوند، مادر ۳۱ ساله «میکائیل میردورَقی»، نقاشی را اما تا روز بعد ندیده بود؛ نقاشی بعد از آن به دستش رسید که پسرش را در اتاقک ماشین یخچال‌دار شناسایی کرده و بعد از هوش رفته بود. حالا او و بعد از دو هفته، با همان موبایلی  که روز آخر و در پاگرد آپارتمان، آخرین عکس را به عادت هرروز و به خواسته میکائیل از او گرفت، از آخرین نقاشی‌اش هم عکسی گرفته و برایم فرستاده است؛ به ضمیمه چند فیلم که حالا یادگاران صدا و تصویر یک از دو پسر زن جوان اندیمشکی‌اند.

  تصاویر حمله موشکی به خیابان مطهری تهران

میکائیل
میکائیل، کلاس سوم دبستان و ۹ ساله بود. روز اول جنگ که موشک‌های آمریکایی از راه رسیدند، او و ۱۶۷ دانش‌آموز دختر و پسر در مدرسه غیرانتفاعی «شجره طیبه» میناب کشته شدند. خانواده میکائیل، اهل اندیمشک‌اند و به‌دلیل شغل پدرش به میناب مهاجرت کرده بودند. شکیبا دریکوند، آنطور که خودش می‌گوید، «تک و تنها»، در «غربت» و در حالی که «هیچکس نبود دستش را بگیرد»، دنبال پسرش گشت، در مسیر خانه تا مدرسه، وقتی تمام شهر زیر پایش می‌لرزید، چندبار از هوش رفت و دست آخر او را در ماشین سردخانه، با صورتی خونی و بدنی سالم، در حالی که کوله‌پشتی‌‌ مدرسه‌اش را بغل کرده بود، پیدا کرد.

آنان که جان باختند، آنان که بازماندند

موشکی که ساعت ۱۵:۳۰ به مدرسه و سوله‌های نظامی نزدیک به آن برخورد کرد می‌توانست انبوه مادران و پدرانی که به دیوار تکیه داده بودند آسیب بزند. هلال احمر بسیاری از آنها را راهی خانه کرده بود تا از محدوده خطر فاصله بگیرند. جز این هم نمی‌توانست باشد. بسیاری از خانواده‌ها اصلا توان دیدن چهره‌ها را نداشتند.

مادر میکائیل بالای جسد چند دانش‌آموز می‌رود که ردی از فرزندش پیدا کند ولی چه تشخیصی؟ از کجای این صورت‌ها می‌شد تشخیص داد این چه کسی است؟ «این‌ صورت‌ها را می دیدم و می‌گفتم: نمی‌دانم. نمی‌دانم. چهره‌های خیلی از آنها که معلوم نبود.»

  جبهه اصلاحات: انتخاب رهبری جدید می‌تواند پیام صلح به جهان باشد

میکائیل را بعد از ظهر پیدا می‌کنند. به پشت روی زمین افتاده با همان کیفی که عکسش همه جا پخش شده. «می‌خواسته فرار کند که آوار می‌ریزد.» با همان کیف هم او را داخل کاور می‌گذارند. مادر میکائیل می‌گوید: «بعضی از خانواده‌ها اصلا بچه‌هایشان را پیدا نکردند. مثل جعفری، پسر کلاس چهارمی و مثل خانم زمانی معلم کلاس سوم.»

اینطور که این روزها خانواده‌ها تحلیل می‌کنند بیشتر کلاس چهارمی‌ها جان خود را از دست داده‌اند. وقتی همه بچه‌ها به سالن هجوم می‌آورند، چهارمی‌ها توی کلاس مانده بودند تا سالن خالی شود. طبق حساب کتاب آنها در بخش پسرانه مدرسه «کلاس ششمی‌ها، بچه‌های کلاس سوم ب، پنجمی‌ها و بیشتر آنهایی که سمت سرویس بهداشتی رفته‌اند سالم مانده‌اند.

همچنین سه معلم این مدرسه که توانسته بودند ۶۰ دانش‌آموز را نجات دهند از بازمانده‌های این فاجعه هستند. سه شاگرد کلاس دومی هم فرار می‌کنند ولی تقریبا بقیه اولی‌ها و دومی‌ها و سوم الف، چهارمی‌ها شهید شدند.»

میکائیل را سه روز بعد، در قطعه شهدا «بهشت زهرا لور» در اندیمشک به خاک سپردند و از او یک یادگاری عجیب به جا ماند: یک نقاشی‌ که او حتی تعداد بمب‌های آمریکایی را که مدرسه‌اش را خراب و همکلاسی‌ها و معلمانش را با تن‌هایی تکه و پاره با خود بردند، به‌درستی پیش‌بینی کرده بود.⁩⁩⁩⁩

 

0 0 رای‌ها
امتیازدهی به مطلب
منبع: عصرایران

جدیدترین مطالب قطار وبگردی را از دست ندهید!

شاید این مطالب را هم بپسندید

دیدگاه ها

guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
جدیدترین بیشترین رای
0
دوست داریم نظرتونو بدونیم، لطفا دیدگاهی بنویسیدx