نوشته علیرضا جعفری برای همبازیاش ریما رامینفر در نمایش «آتشسوزیها»+ عکس
didi ghatar.com ۰۲ شهریور ۱۴۰۵ دیدگاه ۱۳۹

بعضی آدمها فقط کنارت نیستند؛ در مسیرت ریشه میدوانند. آنقدر آرام و عمیق که بعد از سالها میفهمی بخشی از آنچه امروز هستی، از حضور آنها آمده است.
برای من، او همیشه چیزی میان خانواده، رفاقت، پناه، مراقبت و همراهی بوده؛ حضوری با رنگی از مادری و گرمایی از دوستی. از همان سالهایی که هنوز راه خودم را در بازیگری پیدا نکرده بودم، تا امروز که روی صحنه ایستادهام، بارها بودنش را کنار خودم حس کردهام؛ گاهی با یک جمله، گاهی با یک نگاه، گاهی فقط با این اطمینان ساده که هست.
بعضیها در مسیر زندگی تبدیل میشوند به بخشی از حافظهات، از اعتمادبهنفست، از جرئتت برای ادامه دادن. من نسبت به او چنین حسی دارم. حس میکنم بخشی از مسیر بازیگریام را با حضور و حمایت او طی کردهام و بابت خیلی چیزها به او مدیونم؛ نه از آن دینهایی که میشود روزی ادا کرد، از آنهایی که فقط میتوانی با محبت بیشتر حملشان کنی.
و حالا عجیبترین بخش ماجرا این است که روی صحنه باید عاشق او باشم.
باید به چشمهای کسی نگاه کنم که در زندگی واقعی، سالها برایم معنای دیگری از عشق داشته؛ عشقی خانوادگی، امن، عمیق و بیادعا. گاهی برای یک لحظه مرز میان حافظه و نقش محو میشود. به او نگاه میکنم و تمام سالهایی که کنارم بوده از ذهنم عبور میکند. و شاید همین است که این تجربه را برایم اینقدر شخصی و خاص کرده؛ اینکه روبهروی کسی ایستادهام که سالها در زندگیام معنای «بودن» داشته، و حالا هر شب باید شکل تازهای از دوست داشتنش را بازی کنم. اینکه بعد از تمام این سالها هنوز کنار هم هستیم، برای من فقط یک اتفاق حرفهای نیست. یک جور امتداد زندگی است روی صحنه.
برای ریما رامینفر
عکس از نمایش آتشسوزیها
جدیدترین مطالب قطار وبگردی را از دست ندهید!