تکهتکه کردن جسد دختر جوان بعد از پیشنهاد زندگی مخفیانه
kaboos ghatar.com ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ دیدگاه ۳۹
مدتی قبل بود که با صنم آشنا شدم. او میدانست من همسر و فرزند دارم، اما با این حال میگفت که عاشق من است.

حدود یک سال قبل، زن و مرد افغان با مراجعه به پلیس آگاهی، گم شدن ناگهانی دختر جوان خود به نام صنم را به مأموران اعلام کردند. آنها در گزارش اولیه خود گفتند: «صنم بیست ساله است و نامزد دارد و روز حادثه برای خرید از خانه بیرون رفته، اما بهطرز مرموزی ناپدید شده و هرگز به خانه برنگشته است.» با اطلاعاتی که پدر و مادر صنم در اختیار مأموران قرار دادند، تحقیقات برای پیدا کردن ردی از او در دستور کار مأموران پلیس آگاهی قرار گرفت.در ابتدا ماموران به نامزد صنم مظنون شدند اما در جریان تحقیقات بیگناهی او اثبات شد.
کشف جسد
در حالی که تحقیقات کلید خورده بود، یک جفت پای بریدهشده در حوالی شهر تهران کشف شد که با توجه به اطلاعات بهدستآمده درباره صنم، احتمال میرفت این پاها متعلق به دختر جوان باشد. به این ترتیب، با دستور بازپرس جنایی آزمایش دیانای انجام شد و مشخص شد پاها متعلق به صنم است، اما دیگر بقایای جسد یافت نشده بود.بنابراین، رسیدگی به ماجرا وارد فاز جنایی شده و ردیابیها برای یافتن عامل جنایت هولناک آغاز شد.
در حالی که تحقیقات ادامه داشت، ارتباطات اخیر صنم تحت بررسی قرار گرفت و مشخص شد او با پسری افغان که زاده ایران بوده، به نام احمد، ارتباط پنهانی داشته است. به این ترتیب، احمد بهعنوان تنها مظنون پرونده تحت ردیابی قرار گرفت و سرانجام شناسایی و دستگیر شد.
اعتراف هولناک
احمد که در ابتدا سعی میکرد با طفره رفتن از بیان حقیقت، جنایت را گردن نگیرد، اما وقتی خود را در بنبست اطلاعاتی مأموران دید، به ناچار لب به اعتراف گشود و به قتل هولناک صنم اعتراف کرد.با اعتراف متهم، بازسازی صحنه جرم و تکمیل تحقیقات در مرحله مقدماتی و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه دوازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.
اما در همین حین، پدر و مادر صنم با بازگشت به کشور افغانستان از پیگیری پرونده قضایی دخترشان صرفنظر کردند و متهم در حالی که شکات در دادگاه حضور نداشتند، پای میز محاکمه رفت و از خود دفاع کرد.
در دادگاه
این پسر جوان در دفاع از خود گفت:«مدتی قبل بود که با صنم آشنا شدم. او میدانست من همسر و فرزند دارم، اما با این حال میگفت که عاشق من است و به من علاقه زیادی نشان میداد. به مرور من هم به او علاقهمند شدم تا اینکه روز حادثه صنم به من پیشنهاد ازدواج داد.من به او گفتم که همسر من دخترعمویم است و در حال حاضر به همراه خانوادهام در کشور افغانستان زندگی میکند. اگر بخواهم او را طلاق دهم، اختلافات خانوادگی و قبیلهای زیادی دامنگیر من و خانوادهام میشود. به همین دلیل نمیتوانم از او جدا شوم. او مادر فرزندان من است.»
متهم در ادامه گفت:«اما در همین حال، صنم به من گفت ما میتوانیم بدون اینکه تو طلاق بگیری، زندگیمان را بهصورت مخفیانه با یکدیگر آغاز کنیم. در آن لحظه بود که صنم به من گفت من هم نامزد دارم، اما از او جدا میشوم و به دلیل اینکه بهشدت عاشق تو هستم، زندگی مخفیانه با تو را انتخاب میکنم.»
متهم درباره لحظه جنایت اینطور توضیح داد:«وقتی این را از زبان صنم شنیدم، بهشدت عصبانی شدم. به او گفتم باید زودتر به من میگفتی که نامزد داری؛ چون تو دیگر سهم من نیستی و نباید این موضوع را از من مخفی میکردی.درگیری من و صنم بالا گرفت و آنقدر عصبانی بودم که دو دستم را روی گلوی او گذاشتم و فشار دادم و با دستان خودم خفهاش کردم.بعد برای اینکه راز جنایت فاش نشود، با سنگ فرز جسدش را تکهتکه کردم و هر تکه از جسد را در حوالی شهر پراکنده کردم.» قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیات متهم، برای صدور رأی وارد شور شدند.
جدیدترین مطالب قطار وبگردی را از دست ندهید!