mostafa farsnews.com ۰۳ خرداد ۱۳۸۹ دیدگاه ۲۰

همسر عزيزم! رنج و درد بزرگ من اين بود كه بر خلاف تو هر چه فكر كردم ديدم هيچ گاه در اين مدت نتوانستم همراه و همسر خوبي براي تو بوده باشم. صحبت‌هايت به من دلداري داد و بر اميد و شوقم افزود و از آن طرف به بعد بود كه ديگر دوريتان و جدايي از شما برايم سنگين نيامد و مي‌دانم تو با اين حرف‌ها و با اين همه تاكيد از لذت و راحتي در كنار هم بودنمان گذشتي و محروميت و رنج و فداكاري را پذيرفتي و بي‌شك شما ( تو و فرزندم) كه زندگي و لذت و راحتي و همه چيز هستيد بايد فراموش مي‌شديد تا من بتوانم رها شوم و به راهي پرافتخار گام بردارم.

0 0 رای‌ها
امتیازدهی به مطلب
  ماجرای سیلی زدن پرستار خرمشهری به کودکی در بیمارستان

جدیدترین مطالب قطار وبگردی را از دست ندهید!

شاید این مطالب را هم بپسندید

دیدگاه ها

guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
جدیدترین بیشترین رای
0
دوست داریم نظرتونو بدونیم، لطفا دیدگاهی بنویسیدx