۰
mosafer20 tabnak.ir ۰۲ آذر ۱۳۸۹ دیدگاه ۴۶۹
از آن لحظه به بعد، شیخ بیشتر به من نزدیک شد. به هر بهانهای سعی میکرد سر حرف را با من باز کند. گاهی هم که بهانه نداشت، کتابهای خود را به من هدیه میداد، و این کار را بهانه میکرد تا باز هم با من صحبت کند. شیخ برای اینکه مرا با لفظ «عزیزم» خطاب کند، روی کتابهای خود مینوشت: « هدیهای به دختر عزیز … »
جدیدترین مطالب قطار وبگردی را از دست ندهید!